| واکاوی تجارب زیسته معلمان دینی از تأثیر کاربردهای هوش مصنوعی بر خودکارآمدی حرفهای |
| کد مقاله : 1415-5THEOCONF |
| نویسندگان |
|
حسین خلیلی *1، سید محمد فتحالهزاده2، حسین فرجی3 1دانشجوی کارشناسی آموزش زبان انگلیسی، دانشگاه فرهنگیان، اردبیل، ایران 2استادیار گروه آموزشی زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران 3استادیار گروه آموزشی الهیات، دانشگاه فرهنگیان، اردبیل، ایران |
| چکیده مقاله |
| با ورود هوش مصنوعی به عرصه آموزش، نقش و باورهای حرفهای معلمان دستخوش تغییر شده است. آموزش دینی به دلیل حساسیتهای مفهومی و ارزشی ویژه مفاهیم، چالشهای منحصربهفردی دارد که نیازمند بررسی تأثیر فناوریهای نوین بر آن است. هدف پژوهش حاضر، واکاوی تجارب زیسته معلمان دینی از تأثیر کاربردهای هوش مصنوعی بر احساس خودکارآمدی حرفهای آنان است. این مطالعه با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی تفسیری انجام شد. دادهها از طریق مصاحبه نیمهساختارمند با ۲۰ نفر از معلمان دینی شهر اردبیل که با روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شده بودند، گردآوری گردید. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل مضمون براون و کلارک و نرمافزار مکسکیودا 2024 صورت گرفت. تحلیل تجارب مشارکتکنندگان منجر به شناسایی دو مضمون اصلی «کاربستهای تسهیلگر» و «ارتقای خودکارآمدی» شد. یافتهها نشان داد هوش مصنوعی با ابزارهایی نظیر تولید محتوای بهروز، شخصیسازی آموزش و مدیریت کلاس، موجب صرفهجویی در زمان میشود. از سوی دیگر، این فناوری با کاهش بار شناختی و اضطراب ناشی از تدریس مفاهیم پیچیده دینی و ارائه بازخوردهای دقیق، احساس تسلط و شایستگی معلمان را افزایش داده است. نتایج بیانگر آن است که هوش مصنوعی با ایفای نقش «میانجی شناختی» و پوشش هر چهار منبع خودکارآمدی بندورا (تجارب موفق، جانشینی، ترغیب اجتماعی و حالات هیجانی)، به معلمان کمک میکند تا در منطقه تقریبی رشد (ZPD) حرکت کرده و کیفیت تدریس خود را ارتقا دهند. نتیجهگیری پژوهش تأکید میکند که بهرهبرداری مسئولانه از هوش مصنوعی میتواند خودکارآمدی حرفهای معلمان دینی را تقویت نموده و کیفیت تدریس را ارتقا دهد. |
| کلیدواژه ها |
| هوش مصنوعی در آموزش، خودکارآمدی، معلمان دینی، پدیدارشناسی تفسیری، کاربردهای هوش مصنوعی، نظریه بندورا، نظریه منطقه مجاور رشد ویگوستکی. |
| وضعیت: پذیرفته شده |