از احسان تا شایستگی: بررسی مبانی تربیتی حکمت هشتاد و یک نهج البلاغه جهت بالندگی استعدادهای کودکان در آموزش و پرورش
کد مقاله : 1145-5THEOCONF
نویسندگان
علی یزدانی *
کرمان دانشگاه فرهنگیان
چکیده مقاله
پرورش استعدادها و مهارت‌های کودکان دوره ابتدایی یکی از مهم‌ترین وظایف تربیتی است که بر رشد فردی و اجتماعی آنان تأثیر مستقیم دارد. پژوهش حاضر با بهره‌گیری از حکمت علوی «قیمة کل امرئ ما یحسنه» (نهج‌البلاغه، حکمت ۸۱) و تلفیق آن با نظریه‌های معاصر مهارت و شایستگی، چارچوبی تربیتی نوین ارائه می‌دهد. این مطالعه نشان می‌دهد که ارزش انسانی نه در موقعیت یا عنوان، بلکه در اتقان و احسان عمل فرد تجلی می‌یابد و رشد واقعی کودکان در پرورش استعدادهای بالفعل‌شده و انگیزش درونی آنان تحقق می‌یابد.
تحلیل متون اسلامی، آثار علامه محمدتقی جعفری و پژوهش‌های روان‌شناسی مثبت‌گرا، هوش‌های چندگانه، خودکارآمدی و آموزش مبتنی بر شایستگی نشان داد که پرورش مهارت‌ها باید مبتنی بر: شناسایی استعدادها، هماهنگی با علاقه و انگیزش درونی، تمرین مستمر و ارزشیابی مهارت‌محور باشد. بر این اساس، یک الگوی تلفیقی تربیتی طراحی شد که به معلمان امکان می‌دهد محیط یادگیری مهارت‌محور ایجاد کنند، از مقایسه‌گری جلوگیری نمایند و ارزش فردی هر کودک را ارتقا دهند.
این الگو نوآورانه است زیرا آموزه‌های اسلامی و تربیتی را با یافته‌های روان‌شناسی و آموزش معاصر همسو می‌کند و چارچوب عملی برای برنامه‌ریزی فعالیت‌های کلاس و ارزشیابی مهارت‌ها فراهم می‌آورد. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که پرورش شایستگی و مهارت در کودکان نه تنها هدف آموزشی، بلکه مسیر تربیت اخلاقی و انسانی است که می‌تواند منجر به رشد پایدار و همه‌جانبه آنان شود.
کلیدواژه ها
پرورش استعداد، مهارت، آموزش مبتنی بر شایستگی، نهج‌البلاغه، حکمت علوی، انگیزش درونی، اتقان عمل.
وضعیت: پذیرفته شده